close
تبلیغات در اینترنت
اس ام اس جك


آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازديد آخرين ارسال
[Forum_Post_Title] [Forum_Post_Count_Answer] [Forum_Post_Hit] [Forum_Post_Last_Author]
صفحه اول انجمن | ثبت نام در انجمن | ورود به پنل کاربری

smsبعضی اه هاراهرچقدرهم که ازته دل بکشی بازهم سینه ات خالی نمی شودکاش میدانستی امروزسینه من پراست ازان اه ها

smsقلب من به تیغ کسانی زخم برداشت،که ازآنهاانتظار محبت داشتم..نه فراموشي

smsمن هیچوقت به اینکه توروبایکی دیگه ببینم حسودی نمیکنم مامانم یادم داده اسباب بازی هامو بدم به بدبخت بیچاره ها!!!

smsشکسته ام...
ولی اشک نمی ریزم!
پنهان شده ام پشت لبخندی که "درد" دارد،

smsتا آخر بخون خیلی غم انگیزه ولی ارزششو داره: دختر : می دونی فردا عمل قلب دارم پسر: اره عزیزم دختر :منتظرم میمونی؟ پسر رویش را به سمت پنجره کرد تا دختر اشکهایش را نبیند و گفت منتظرت میمونم دختر:دوستت دارم بعد از عمل دختر داشت به هوش می امد به ارامی چشم باز کرد و نام پسر رو زمزمه کرد پرستار :اروم باش تو باید استراحت کنی دختر:ولی اون کجاست؟گفت که منتظرم میمونه،به همین راحتی گذاشت و رفت؟ پرستار در حالی ک سرنگ ارام بخش رو در سرم دخنر خالی کرد گفت میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟ دختر به یاد پسر افتاد و اشک از دیده گانش جاری شد.آخه چرا؟ پرستار:شوخی کردم بابا!رفته دستشویی الان میاد...

smsبه صدایت که معتاد شدم رفتی !!!
حالا هر روز بیادت خاطره تزریق میکنم...

smsﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﮔﺮﮔﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ .ﻭﻟﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ
ﻧﺸﯿﻨﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ . ﺩﻧﺪﺍﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺗﯿﺰ ﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺟﺎﻥ ﺑﻪ
ﺗﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺪﺭﻡ...

smsرفیق!! پیراهنم را بزن بالا... کمرم را دیدی؟ نترس چیزی نیست...! اینها فقط جای خنجرند، من نفهمیدم در رفاقت چه شد!! "تو مواظب باش"

smsضربه ای که تو به من زدی شیطان به خدا نزد!!! شیطان صادق بود و سجده نکرد. اما تو سجده کردی و خیانت!!!

smsزمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند. گوشت بدنش را می کند و میداد جوجه هایش بخورند. زمستان تمام شد و کلاغ مرد! اما بچه هایش نجات پیدا کردند و گفتند :آخی! خوب شد مرد... راحت شدیم ازین غذای تکراری! اینست واقعیت تلخ روزگار ما.‌.

smsﻣﯿﮕﻔﺖ :ﭘﺎﺕ ﻭﺍﯼ ﻣﯿﺴﻢ ﺣﺮﻓﻪ ﻣﻦ ﺣﺮﻓﻪ... ﺭﻓﺖ... ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺣﺮﻓﺶ ﻓﻘﻂ ﺣﺮﻑ ﺑﻮﺩ!!

smsبزرگترین پشیمانی ام ساعت ها جمله ساختن برای کسانی بود که لیاقت یک کلمه را هم نداشتند !

smsتوهم برو......
مبادا ازانهايي كه مراتنهاكذاشتند......جابماني...

sMsغمگینم... همانند جوانی که لحظه ی اعدام... به گریه مادرش می خندید... خاطرش آمد مادرش در بچگی اش گفته بود... خنده ات آرامم میکند پسرم...

Smsبه خدا گفتم :خدایا تو که میدونستی تنهام میزاره چرا بهم نگفتی؟!خدا گفت اونجور که اون بهت گفت دوست دارم منم باورم شد..

SMSپسره دخترو تو خیابون میبینه و شیفتش میشه.کلی تو خیابون باهم راه میرن و حرف میزنن تا ی بنز گرون قیمت جلو پاشون ترمز میکنه.دختر میگه:شرمنده ولی من نمیتونم همیشه باهات راه بیام.خداحافظ.سوار ماشین میشه.راننده بهش میگه:شرمنده ولی من راننده ی اون اقام...

smsغفلت کرده ای مادر... پشت این قلب عاشق، فرزندت آرام آرام جان میسپارد... و تو، فراموش کردن را به او نیاموخته بودی!!!

smsحالا که رفته ای ساعتها به این می اندیشم، که چرا زنده ام هنوز؟ مگه نگفته بودم بی تو میمیرم؟ خدا یادش رفته است مرا بکشد یا تو قرار است برگردی؟؟!

ﮔﺎﻫﻰ ﺩﻟﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺧﻤﺎﺭ ﺷﻮﻡ! ﻳﮏ بتری مشروب ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺗﻮ ﺑﺮﻗﺼﻢ! ﻣﺴﺖ ﻣﺴﺖ.. ﭼﻪ ﺣﺴﻰ ﻣﻴﺪﻩ!... ﻣﺴﺘﻰ... ﺗﻮ... مشروب... ﻭ ﻳﮏ ﺩﻧﻴﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻦ... ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻰ ﺭﺳﻢ...

smsگرگے را دیدم با بره اے قدم میزد. به گرگ گفتم :چرا شکارش نمیکنے گفت :هنوز دل نبستے تا ببینے چے میکشم......

smsتوچه میفهمی از روزگارم؟ ازدلتنگی ام گاهی به خدا التماس میکنم خوابت را ببینم میفهمی؟ خوابت را..

smsدختر گفت :بشمار پسرک چشمانش را بست و شروع کرد به شمردن :یک... دو... سه... چهار... دخترک رفت پنهان شود آن طرفتر پسردیگری را دید که گرگم به هوا بازی می کند برّه شد و با گرگ رفت پسرک قصه هنوز می شمارد..

smsمی دانی.....؟؟؟؟ به رویت نیاوردم....... از همان زمانی که به جای"تو"به "من"گفتی "شما" فهمیدم :پای "او"در میان است....

smsمیدانم روزی مرا در آغوش خواهی گرفت.. پشیمان وباچشمانی پرازاشک... خودم را ک ن عکسم را..... ک پشت ان نوشته شده.. جهل روز گذشت....

smsﻣﻦِ ﺑﯿــــﭽﺎﺭﻩ ﻣـــﺪﺕ ﻫـــﺎﺳﺖ ﮐــــﺴﯽ ﺭﺍ
ﻣﺨـــــﺎﻃﺐِ
ﺷﻌـﺮﻫﺎﯾﻢ ﮐــــﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﮐـــﻪ ﺧــــــﯿﻠﯽ ﻭﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﻏــــــﺎﯾﺐ
ﺍﺳـــــﺖ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﻣﺰﺧﺮﻑ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﻗﺎﺑﻞ ﺩﺭﮎ ﻧﯿﺴﺘﻢ !
ﺣﺘﯽ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﯾﻦ ﮐﺴﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺮﺍﻧﻢ !
ﺍﻣﺎ …
ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﮕﻮﯾﺪ :
ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺩﺭﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ …
ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ ﻣﺎﺩﺭ؟
ﺍﺳﻢ ﻗﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﻗﻄﺎﺭ، ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ، ﮐﺸﺘﯽ ؛
ﺗﺎ ﯾﮏ ﻟﻘﻤﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ ؟
ﺷﺪﯼ ﺧﻠﺒﺎﻥ ، ﻣﻠﻮﺍﻥ ، ﻟﻮﮐﻮﻣﻮﺗﯿﻮﺭﺍﻥ
ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﺑﺨﻮﺭ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺸﯽ
ﺁﻗﺎ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﺸﯽ . . . ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻃﻼ ﺑﺸﯽ
ﻭ ﻣﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﻢ ﻗﻮﺭﺕ ﺑﺪﻫﻢ ﺣﺘﯽ
ﺑﻐﺾ ﻫﺎﯼ ﻧﺘﺮﮐﯿﺪﻩ ﺍﻡ …

smsﻣﮕﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ؟ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﻔﺘﻢ "ﺑﻪ ﺳﻠﺎﻣﺖ" ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺗﻠﺦ ﺷﺪ؟ ﺑﺮﻭ ﺑﻪ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﺩﯾﮕﺮﻫﻢ ﺳﺮﺍﻏﻢ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮ! ﺧﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺖ ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ ﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎﺷﻮﻡ...

smsﺧﺪﺍ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺁﻓﺮﯾﺪ ﻭ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ . . . . . . ﻣﻦ ﺩﺭ ﺷﮕﻔﺘﻢ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪ!…؟

smsﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻭﺭﻩ ﻯ ﮔﺮﮒ ﻫﺎﺳﺖ ؛؛ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﺩﺷﻤﻨﯽ ؛؛ ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺧﻴﺎﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻧﯽ ؛؛ ﻣﺎ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﮔﺮﮒ ﻧﺒﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﻴﻢ...

smsﺩﻓﺘﺮ ﺷﻌﺮﻡ ﺭﺍ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ...

smsﺩﯾﺸﺐ ﺭﻭﺑﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩ. ﺣﯿﻠﻪ ﮔﺮﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﮐﻼﻓﻪ ﺍﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ...

smsﮔﻮﺳﻔﻨﺪ" ﺑﻮﺩﯾﻢ.. ﺁﻣﺪﻧﺪ "ﺧﺮﻣﺎﻥ" ﮐﻨﻨﺪ.. "ﮔﺮﮒ" ﺷﺪﯾﻢ.‌‌...

sMSﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮔﺶ ﮐﺮﺩﻡ ، ﮐﻮﭼﮑﻢ ﮐﺮﺩ . .

Smsوقتی شیری" طعمه اش را با آمدن "لاشخورها رها میکند.. نشان "ترس" نیست! ! بلکه باورش این است که طعمه اش دیگر ارزش خوردن ندارد... نه. من آن شیر نیستم... اما...تو همان طعمه ی دستخورده ای هستی که ماه هاست با لاشخورها تنهایت گذاشته ام! ! حقیقت تلخ است دیگر..

smsبیگناه پای چوبه دار میخندید؛
انگارنمی دانست دوره ضرب المثلها تمام شده!

$m$عجب فيلمي است اين خيانت..... بازيگرش عشقم بود، کارگردانش رفيقم!!!.....

smsدخترک در اولین هم آغوشی زن شد. هی پسر!!!! تو در کدامین هم آغوشیت مرد خواهی شد؟!!!

smsسراغم راازکلاغ بام خانه ات نگیرکه حقیقت بودنم رابه تکه پنیری می فروشد!!!:)

smsخدایا:
'ایوب'رابه دنیابرگردان...
می خواهم از'صبر'برایش بگویم!!!

smsترجیح میدهم همه راغریبه صدا کنم تاوقتی ازپشت خنجر میزنند باخودم بگویم بی خیال از غریبه بیش ازاین انتظاری نیست...

تعداد صفحات : 6